استعداد یا آموزش ؟ (بخش های سوم و چهارم) چاپ فرستادن به ایمیل
چهارشنبه, 15 مهر 1394 ساعت 16:28

بخش سوم:

- صفحه­ 70: ... بقیه توانایی­ها از جمله حساس بودن به لحاظ هنری و با اعتماد به نفس بودن و بسیاری ویژگی­های خوب دیگر هم بهتر است از همان ابتدای کودکی آموخته شود.

- صفحه 71: بیشتر عیب­ها و نقطه­ ضعف­های کودکان به گردن طبیعت و شخصیت ذاتی آنها گذاشته می­شود اما این تصور کاملاً اشتباه است و با یک برنامه­ ی پرورش و تمرین می­توان هر شخصیتی را از نو ساخت و نقطه ضعف­ها را به نقطه­ ی قوت بدل کرد.

- صفحه­ 73: در ورزش نینجوتسو می­گویند:«یک دانه کنف بکارید و هر روز از روی آن بپرید.» گیاه کنف بسیار سریع رشد می­کند. اگر کسی پس از یک ماه کنف را ببیند، از میزان رشدش شگفت­زده می­شود. چون افراد، تمرینِ روزانه­ ی پریدن از روی گیاه را ندیده­ اند، این پرش به نظرشان غیرممکن می­رسد.

- صفحه­ 74: بزرگ­ترین اشتباهی که ممکن است مرتکب شویم این است که به جای پروردنِ خودمان، بگوییم ناتوانی­ها به ما به ارث رسیده است و از این رو دست از کار و کوشش بکشیم.

- صفحه ­76: برای رسیدن به اجرای خوب یک آهنگ باید آن را در حدود سه ماه هر روز با دقتی موشکافانه اجرا و پالایش کنیم... به این ترتیب نوازنده تنها به تکنیک اثر تسلط ندارد بلکه روح و قلب کار را هم تسخیر کرده است.

- صفحه­ 99... پس از ماهی­گیری لذت­بخش ماهی­ها را به آب بازمی­گردانم. هیچ­وقت چنین نیندیشیده­ ام که اگر پس از انجام دادن کاری، سود مادی و نتیجه­ ی فوری وجود نداشته باشد، آن کار بیهوده است.

 

ادامه مطلب...
 
استعداد یا آموزش ؟ چاپ فرستادن به ایمیل

 

کتاب «پرورده با عشق، روشی نو در آموزش»

نوشته شینیچی سوزوکی

کتاب بسیار مفیدی برای آموزگاران چه در زمینه­ ی هنر و نوازندگی

و چه در زمینه­ های دیگر است.

 

کتاب توسط فؤاد نیک­زاد ترجمه و توسط نشر ققنوس به چاپ رسیده است.

 

 

سوزوکی که بیش از هفتاد سال از عمر خود را در آموزش موسیقی صرف کرده است(وی نزدیک به یک قرن عمر کرد.) معتقد است «انسان بی­ استعداد» وجود ندارد و هرکس که می­تواند زبان مادری خود را یاد بگیرد، خواهد توانست موسیقی را فرا بگیرد.

وی بر این باور است که تنها فوت و فن آموزش و رفتار والدین و مربی برای یاد گرفتن یا نگرفتن یا خوب یا بد یاد گرفتنِ کودک تعیین­ کننده است. سوزوکی بارها تأکید می­کند که به چیزی به عنوانِ «آدمِ بااستعداد» یا «آدمِ بی­ استعداد» اعتقادی ندارد. هرکس در سایه­ ی آموزش درست و نظام آموزشی درست و تشویق­گر می­تواند در نوازندگی موفق بشود... و در واقع هیچ­کس بااستعداد یا بی­ استعداد به دنیا نمی­ آید. وی در کتاب از تجربه­ ی زندگی در طول جنگ جهانی دوم و از دست ندادن امیدش می­نویسد و از دوران تحصیل موسیقی­ اش در آلمان و آشنایی­ اش با آلبرت اینشتین تعریف می­کند.

بخش­هایی از کتاب:

 

- صفحه­ 11: پایبند کردن فرد به بردباری بسیار زیاد و کار خستگی­ ناپذیر رمزی کاملاً ضروری در آموزش است و این همان چیزی است که ما ژاپنی­ها آن را «کَن» می­دانیم.

- صفحه­ 14: انسان بالغ ناخوشایند و نامطلوب کسی است که با شیوه­ ای نادرست بار آمده است. اگر او شخصی باشد که هیچ کاری را به خوبی انجام نمی­دهد، به این سبب است که در معرض آموزش خوب و مناسب قرار نگرفته است.

- صفحه­ 27: ... این تجربه­ ی شگفت­ آور به من نشان داد که حتی یک بچه­ ی پنج ماهه آن­قدر می­تواند بیاموزد که آشنایی­ش را با یک قطعه­ ی موسیقی کاملاً نشان دهد.

- صفحه­ 36: کودکی بسیار توانا و هوشیار ممکن است در محیط بد به کَرِ موسیقایی تبدیل شود؛ یعنی کسی که نمی­تواند نت را با صدای درستِ خودش بخواند. بیش­ترِ بچه­ هایی که خارج­خوانی می­کنند در نوزادی مادران­شان لالاییِ خارج برایشان خوانده­ اند.

- صفحه­ 36: اگر اینشتین یا بتهوون در عصر حجر به دنیا آمده بودند، آیا شبیه انسان­های هم­دوره­ شان نمی­شدند؟ آیا اگر یک کودک عصر حجر از زمان نوزادی در خانواده­ ی امروزی پرورش می­ یافت، نمی­توانست به خوبی سایر بچه­ ها نوازندگی کند؟ این اهمیت آموزش را نشان می­دهد.

- صفحه­ 38: شرایط محیطی خوب و آموزش درست بچه­ ها را در آینده به انسان­هایی شاد و خوشبخت تبدیل می­کند و نویدبخش دنیایی بهتر برای نسل­های آینده است... به نظر من تنها نگرانی پدر و مادرها باید این باشد که فرزندان­شان را به انسان­هایی شریف تبدیل کنند.

ادامه دارد...

ادامه مطلب...
 
تصحیح چند گفته‌ی غلط در مورد آموزش موسیقی کودک چاپ فرستادن به ایمیل

1. کودکان در کلاس­ های موسیقی، ارف می زنند.

کارل ارف آهنگساز بزرگ آلمانی (1982- 1895) اقدام به تکامل و طراحی  سازهایی هماهنگ با توانایی های جسمی کودک نمود و این ساز­ها به مرور دارای تنوع بیشتری شد. زیلوفن، متالوفن، بلز و... به همراه فلوت ریکوردر و سازهای کوبه ای ساده(طبل های کوچک، چوب ، سنج و...) از جمله ساز هایی هستند که وی برای  اجرای کنسرت و ارائه ی شیوه اش استفاده می­نمود.

در نتیجه: اغلب سازهایی که در کلاس های موسیقی ِکودک استفاده می شود همان هایی هستند که ارف انتخاب کرده بود.(با این بینش نامیدن ارف بر روی این سازها به منظور اختصار توجیه پذیر است.)

2. کلاس های آموزش موسیقی به کودک ارف نام دارد.

در بیشتر کلاس­های موسیقی کودک از سازهای توضیح داده شده استفاده می­شود اما روش آموزشی آنها روش­هایی بنا شده بر پایه ی فلسفه­ی ارف نمی­باشد. فلسفه ارف به طور خلاصه به بداهه پردازی و خلاقیت کودک تکیه دارد و از سال  1965 کارگاه­ هایی به منظور ترویج  این تفکر بر پا شده اند.

(در ایران نیز از تابستان نود و یک، گروه آدمک  اقدام به بر پایی کارگاهی با عنوان ارف-شول ورک نموده است.برای اطلاعات بیشتربه www.iorf.com مراجعه کنید.)

به غیر از کارل ارف اشخاص دیگری همچون كلوديو مونته سوري، اميل ژاك دالكروز، زولتان كوداي شي-ني-چي سوزوكي و...به فعالیت در حوزه ی آموزش موسیقی کودک پرداخته و هر یک روش ها و فلسفه های منحصر به فردی را ارائه داده اند؛ و در کلاس آموزش موسیقی به کودک از هر کدام از این روش ها می­توان بهره جست.

افرادی صاحب نامی چون ناصر نظر، سودابه سالم، فریبرز رستمی، مهدی آذر سینا و... نیز در ایران روش ها و ایده های خاص ِ خود را ترویج می­دهند. و خلاصه اینکه تنها استفاده از این نوع سازها منجر به نامگذاری ارف روی کلاس آموزش موسیقی به کودک نمی باشد.

در نتیجه: معمولا کلاس های آموزش موسیقی به کودک همان ارف نیست.

3. کودکان ابتدا باید به کلاس ِ موسیقی ِ کودک بروند بعد از آن ساز ِ اصلیشان را انتخاب کنند.

هدف از کلاس های موسیقی ِ کودک آشنا کردن کودک با دنیای موسیقی و پیشتر از آن افزایش توانایی های ذهنی اوست، بدیهی است که وی در صورت گذراندن این کلاسها آمادگی ِ بیشتری برای شروع ساز خواهد داشت اما کلاس موسیقیِ کودک پیش نیاز ِ شروع ساز تخصصی نیست.

در نتیجه: کودکان اگر به کلاس موسیقی ِ کودک بروند علاوه بر رشد توانایی های ذهنی، آشنایی با دنیای موسیقی و ... برای آموزش تخصصی ساز پذیرا تر خواهند شد.

4. دوره­ی نواختن بلز که تمام شد نواختن فلوت ریکورد شروع می­شود.

به طور طبیعی ضربه زدن و کنترل ضربات با دست به منظور نواختن ساز کوبه ای آسان تر از کنترل ِ دمیدن و نواختن ساز کششی ِ فلوت است، به همین دلیل با توجه به توانایی های جسمی ِ کودک شروع با ساز های کوبه ای همچون دقک، چوب، طبل و ...و بعد از آن اضافه کردن بلز یا زیلوفن انتخاب مناسب تری است، هر چند که این  انتخاب ها کاملا بستگی به روش و شیوه ی مربی دارد زیرا در بعضی از طراحی های کلاس، هدف مربی آزاد گذاشتن کودک برای انتخاب ِ ساز به منظور فراهم آوردن بستری برای کشف و بروز خلاقیت وی می باشد.

در نتیجه: با توجه به اینکه هدف از کلاسِ موسیقی ِ کودک تنها نواختن چند ساز ِ کودکانه نیست،" کِی؟" و "به چه مدت؟" نواختن یک ساز  موضوع چندان مطرحی نیست.

5. کودک را به کلاس موسیقی می­بریم که باهوش شود.

هر چند که نتایج  آزمایشات و مقالات گوناگون مبنی بر تاثیر مثبت آموزشِ موسیقی بر مغز می­باشد؛ اما فرستادن کودک به کلاس موسیقی با هدف ِ باهوش شدن ِ او خواسته ی ضعیفی در برابر اقدامی چنین مسئولانه است؛ به گفته­ی انیشتین: اگر میخواهید کودکتان باهوش شود برای او قصه بگویید.( به نقل از نسترن کیمیاوی). تجربه نشان می­دهد که هوش به تنهایی عامل ِ ایجاد موفقیت نیست.

در نتیجه: کودک را به کلاس موسیقی میفرستم چون کودکم را دوست دارم!

-----------------------------------------------------------------------------------آلاله دانشمند

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 بعدی > انتها >>

صفحه 4 از 6