استعداد یا آموزش ؟ مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   

 

کتاب «پرورده با عشق، روشی نو در آموزش»

نوشته شینیچی سوزوکی

کتاب بسیار مفیدی برای آموزگاران چه در زمینه­ ی هنر و نوازندگی

و چه در زمینه­ های دیگر است.

 

کتاب توسط فؤاد نیک­زاد ترجمه و توسط نشر ققنوس به چاپ رسیده است.

 

 

سوزوکی که بیش از هفتاد سال از عمر خود را در آموزش موسیقی صرف کرده است(وی نزدیک به یک قرن عمر کرد.) معتقد است «انسان بی­ استعداد» وجود ندارد و هرکس که می­تواند زبان مادری خود را یاد بگیرد، خواهد توانست موسیقی را فرا بگیرد.

وی بر این باور است که تنها فوت و فن آموزش و رفتار والدین و مربی برای یاد گرفتن یا نگرفتن یا خوب یا بد یاد گرفتنِ کودک تعیین­ کننده است. سوزوکی بارها تأکید می­کند که به چیزی به عنوانِ «آدمِ بااستعداد» یا «آدمِ بی­ استعداد» اعتقادی ندارد. هرکس در سایه­ ی آموزش درست و نظام آموزشی درست و تشویق­گر می­تواند در نوازندگی موفق بشود... و در واقع هیچ­کس بااستعداد یا بی­ استعداد به دنیا نمی­ آید. وی در کتاب از تجربه­ ی زندگی در طول جنگ جهانی دوم و از دست ندادن امیدش می­نویسد و از دوران تحصیل موسیقی­ اش در آلمان و آشنایی­ اش با آلبرت اینشتین تعریف می­کند.

بخش­هایی از کتاب:

 

- صفحه­ 11: پایبند کردن فرد به بردباری بسیار زیاد و کار خستگی­ ناپذیر رمزی کاملاً ضروری در آموزش است و این همان چیزی است که ما ژاپنی­ها آن را «کَن» می­دانیم.

- صفحه­ 14: انسان بالغ ناخوشایند و نامطلوب کسی است که با شیوه­ ای نادرست بار آمده است. اگر او شخصی باشد که هیچ کاری را به خوبی انجام نمی­دهد، به این سبب است که در معرض آموزش خوب و مناسب قرار نگرفته است.

- صفحه­ 27: ... این تجربه­ ی شگفت­ آور به من نشان داد که حتی یک بچه­ ی پنج ماهه آن­قدر می­تواند بیاموزد که آشنایی­ش را با یک قطعه­ ی موسیقی کاملاً نشان دهد.

- صفحه­ 36: کودکی بسیار توانا و هوشیار ممکن است در محیط بد به کَرِ موسیقایی تبدیل شود؛ یعنی کسی که نمی­تواند نت را با صدای درستِ خودش بخواند. بیش­ترِ بچه­ هایی که خارج­خوانی می­کنند در نوزادی مادران­شان لالاییِ خارج برایشان خوانده­ اند.

- صفحه­ 36: اگر اینشتین یا بتهوون در عصر حجر به دنیا آمده بودند، آیا شبیه انسان­های هم­دوره­ شان نمی­شدند؟ آیا اگر یک کودک عصر حجر از زمان نوزادی در خانواده­ ی امروزی پرورش می­ یافت، نمی­توانست به خوبی سایر بچه­ ها نوازندگی کند؟ این اهمیت آموزش را نشان می­دهد.

- صفحه­ 38: شرایط محیطی خوب و آموزش درست بچه­ ها را در آینده به انسان­هایی شاد و خوشبخت تبدیل می­کند و نویدبخش دنیایی بهتر برای نسل­های آینده است... به نظر من تنها نگرانی پدر و مادرها باید این باشد که فرزندان­شان را به انسان­هایی شریف تبدیل کنند.

ادامه دارد...

بخش دوم:

- صفحه­ 41: استعداد مادرزادی نیست و هر انسانی می­تواند با پشتکار و تلاش شخصی آن را به دست بیاورد.

- صفحه­ 53: شاگرد من، کُجی، هیچ آگاهی و شناختی نسبت به رفتارهای خشن و بی­نظمی و بی­حوصلگیِ خودش نداشت. تنها چیزی که می­دانست این بود که مورد سرزنش ما قرار گرفته و به همین دلیل خودش را انسانی خطاکار و نادرست تصور می­کرد. به نظرم رسید که باید راهی نو برای تربیت او در پیش بگیرم.

-  صفحه ­64: شاگردم پیش از شروع اجرا پیش من آمد و گفت:«پروفسور من می­ترسم. احساس می­کنم که اجرا کردن برایم خیلی مشکل است.»

من به او گفتم:«بگرد پیدا کن که از چه چیزی می­ترسی. تو این کار را برای تماشاگران اجرا نمی­کنی و قصدت این نیست که توانایی­هایت را به آنها نشان بدهی. تو تنها برای روح آهنگساز اجرا می­کنی! فکر تماشاگران را از سرت بیرون کن و با تمام وجودت این قطعه­ ی زیبا در درونت جذب کن و بعد خواهی دید که دیگر دلیلی برای ترسیدن نخواهی داشت. فقط به خودت و آهنگساز فکر کن و تصور کن هیچ آدمی در این دنیا وجود ندارد.»

- صفحه­ 66: از این فکرِ مسخره که «من هیچ استعدادی ندارم...» تا به امروز غم و اندوه شدیدی بر دل­های بسیاری از آدم­ها نشسته است. سال­های سال است که مردمان بسیاری چنین اندیشه­ های خطایی را در سر پرورانده­ اند اما به گمان من این نوع فکرها فقط برای توجیه تنبلی و هیچ کاری نکردن است.

صفحه­ 66: هر کودکی می­ تواند به انسانی بالغ و فرهیخته تبدیل شود. تنها چیزی که در این راه نیاز دارد درست آموزش دیدن است.